دلنوشته های یک عاشق

خرید بک لینک
خواب یا واقعیت؟هنوزم باورم نمیشه عکسامونو نگاه میکنم هی تا مطمئن شم خواب نبوده مامان اینا رفتن شمال و من نرفته بودم دیشب واسه اولین بار قیمه درست کردم و به شروین گفتم فردا بیا قیمه رو امتحان کن امروز بهش گفتم میای گ دلنوشته های یک عاشق...

ما را در سایت دلنوشته های یک عاشق دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 169 تاريخ: جمعه 23 اسفند 1398 ساعت: 10:00

کاش بشه وقتی که داری ور میری با گوشیت دستت بره رو اسممکاش بشه آخر قصه برسم یه جایی که بگم دیدی تونستم کاش بشه راهت بخوره رد شی از این دور و ورا یه سری بهم بزنیبا اینکه خورد شدم دوست ندارم بشکنی تو مید دلنوشته های یک عاشق...

ما را در سایت دلنوشته های یک عاشق دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 125 تاريخ: جمعه 23 اسفند 1398 ساعت: 10:00

هر موقع که میبینمتدست رویه قلبم میذارمدست خودم نیست به خداکه اینجوری دوست دارمسر به سرم بذاری امهر چی سرم بیاری امبگی دوسم نداری ام دوست دارمپشت سرت هر چی بگندیه دنیا دشمنم بشندیکم دروغم بگی به من دوس دلنوشته های یک عاشق...

ما را در سایت دلنوشته های یک عاشق دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 118 تاريخ: جمعه 23 اسفند 1398 ساعت: 10:00

اگه میخوای بدونی یه نفر و خیلی دوست داری به بعدها فکر کن ببین وقتی پیر میشه مریض میشه وقتی بی حوصلس وقتی با کل دنیا دعوا داره حتی تویی که بی خبر تو خونه نشسته بودی بازم دوسش داری؟ وقتی کلافس و به خود دلنوشته های یک عاشق...

ما را در سایت دلنوشته های یک عاشق دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 146 تاريخ: جمعه 23 اسفند 1398 ساعت: 10:00

تو را من زهر شیرین خوانم ای عشق، که نامی خوشتر از اینت ندانم. وگر – هر لحظه – رنگی تازه گیری، به غیر از زهر شیرینت نخوانم. تو زهری، زهر گرم سینهسوزی، تو شیرینی، که شور هستی از توست. شراب جام خورشیدی دلنوشته های یک عاشق...

ما را در سایت دلنوشته های یک عاشق دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 127 تاريخ: جمعه 23 اسفند 1398 ساعت: 10:00

بلاخره اسفند هم اومد هر سال اسفند اولاش حس خوبی دارم خب چون تولدمه ۵ اسفند ولی اواخرش و دوست ندارم چون میشه نزدیک عید و دور میشم از شروین ولی امسال اصلا دلم نمیخواست اسفند بیاد ولی انگار روزا باهام لج دلنوشته های یک عاشق...

ما را در سایت دلنوشته های یک عاشق دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 128 تاريخ: جمعه 23 اسفند 1398 ساعت: 10:00

خب الان ۲۷ ساله شدم و امروز تولدم بود یه حلقه ی خوشگل شروین واسم خرید هر چقدر هم بهش گفتم طلا نه گفت نه میخریم و انقدر دوووووسش دارم خیلییییی خوشگله ...راستش یکمی ناراحتم از اینکه به ۳۰ سالگی دارم نزد دلنوشته های یک عاشق...

ما را در سایت دلنوشته های یک عاشق دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 136 تاريخ: جمعه 23 اسفند 1398 ساعت: 10:00

روزای خوبی نیست حالمم خوب نیست ناراحتم هستم توام یه خط در میون جواب میدی کلا روزای بدیه کاش زودتر تموم شه

دلنوشته های یک عاشق...

ما را در سایت دلنوشته های یک عاشق دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 136 تاريخ: جمعه 23 اسفند 1398 ساعت: 10:00

انگار هر روز که میگذره حالم بدتر از روز قبل میشه امروز همش بغض داشتم حتی الان و اشکام بی اختیار داره میریزه رو بالشتم

کاش میشد بخوابم و یک ماه دیگه بیدار بشم

نمیدونم چمه خدایاااا آخه این چه حال افتضاحیه که من دارم

دلنوشته های یک عاشق...

ما را در سایت دلنوشته های یک عاشق دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 140 تاريخ: جمعه 23 اسفند 1398 ساعت: 10:00

اینو واسه خودم مینویسم واسه دل خودم که این روزا خیلی خیلی گرفته و تقریبا هر روز اعصابم به هم ریخته تر از روز قبل میشه

دلنوشته های یک عاشق...

ما را در سایت دلنوشته های یک عاشق دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 120 تاريخ: جمعه 23 اسفند 1398 ساعت: 10:00

صفحه بندی